در باغ پنهانم
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 16:52 توسط امیر
|

همسرم با صدای بلندی کفت : تا کی میخوای سرتو توی اون روزنامه فروکنی؟ میشه بیای و به
دختر جونت بگی غذاشو بخوره؟
روزنامه را به کناری انداختم و بسوی آنها رفتم.
سلام خدمت همه بازدید کنندگان این وبلاگ اسم بنده امیر هستم دانشجوی کارشناسی رشته برق قدرت امیدوارم تونسته باشم با ایجاد این وبلاگ تا حدی نیاز های شما دوستان گلم رو برطرف کرده باشم مطالب این وب برگرفته از وب های دیگست و چیزایی رو هم خودم مینویسم براتون امیدوارم لذت ببرید




